قصه ما مثل شد

قصه ما مثل شد





اتمام موجودی

نویسنده: محمد میرکیانی
مترجم:

این مجموعه به عنوان کتاب توصیه شده آموزش و پرورش در کتابهای درسی معرفی شده است.


 

نويسنده: محمد ميركياني
تصويرگر: محمد حسين صلواتيان
چاپ دوم: 1393
شمارگان: 5000 جلد
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 720

در سرزمين ما ايران قصه‌هاي خواندني و دلپذير كه از روزگاران گذشته به يادگار مانده بسيار است؛ ولي قصه‌هايي كه مَثَل شده‌اند، طعم و مزه ديگري دارند. اين قصه‌هايِ شيرين و شنيدني، سرگذشت و زندگي‌نامه بعضي از مثل‌هاست. با اين حال هيچ كس نمي‌داند قصه مثل‌ها از كجا آمده‌اند، هر چند كه بعضي از اين قصه‌ها سرگذشت روشني دارند. در اين ميان، قصه‌هايي از مَثَل‌ها هستند كه از زندگاني بزرگان دين ما سرچشمه گرفته‌اند. مانند ضرب المَثَلِ پنبه را از گوش بيرون آوردن. دسته‌اي ديگر از قصه مَثَل‌ها از ميان آثار شاعران نامدار و بزرگانِ ادب ايران زمين سردَر آورده‌اند و ميان مردم راه پيدا كرده‌اند. مثل ضرب‌المَثَلِ قدر عافيت كسي داند كه به مُصيبتي گرفتار آيد. دسته‌اي ديگر از اين قصه‌ها و حكايت‌ها در شب‌هايِ بلند زمستان بر زبانِ پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها جاري شده‌اند كه هيچ‌كس نام و نشان آنها را نمي‌داند مثلِ ضرب‌المثلِ يك خِشت هم بگذار دَرَش. به هر حال آدم‌ها، ماجراها، فضاها و آن چه كه در اين قصه‌ها گفته و شنيده مي‌شود هيچ وقت از ياد ما نمي‌روند؛ ولي خوب است بدانيم كه قصه مثل‌ها فقط براي سرگرم شدن گفته نمي‌شوند. با خواندن يا شنيدن قصه مثل‌ها ما با باورها، آرزوها، شادي‌ها و غم‌ها و شكست‌ها و پيروزي‌هاي مردم اين سرزمين بيشتر و بهتر آشنا مي‌شويم. نكته‌اي كه امروزه پژوهشگران از آن به عنوانِ ارزشِ «مردم‌شناسي» اين قصه‌ها ياد مي‌كنند.
باري... من در بازنويسيِ قصه مَثَل‌ها به چند نكته توجّه داشته‌ام؛ حال اين كه تا چه اندازه در اين راه موفق بوده‌ام بستگي به رضايت شما ـ كه خواننده اين كتاب هستيدـ دارد:
يك ـ با اين كه قصه‌ها از كتاب‌ها و منابع گوناگون انتخاب شده‌اند، سعي كرده‌ام پرداخت آنها يك دست، روان و نزديك به هم باشند.
دو ـ تلاش كرده‌ام موضوع و فضاي قصه‌هاي انتخاب شده مناسبِ حال و هوايِ نوجوانان باشد.
سه ـ ساختمان بعضي از قصه‌ها به قول قصه‌نويس‌ها بسيار ساده بود. من كوشيده‌ام اين قصه‌ها همان طور كه بوده‌اند، بمانند و بيشتر پرداخت داستاني شوند تا خواندني‌تر شوند؛ مثل ضربُ المَثَلِ كُلاه آب بُرده به سر صاحبش گشاد بود.
چهار ـ زبان قصه‌ها را به زبان گفتاري نزديك‌تر كرده‌ام تا اگر خواستيد بتوانيد آنها را براي ديگران هم قصه گويي كنيد.
پنج ـ براي هر قصه يك اِسم انتخاب كرده‌ام تا از همان اوّل موضوع قصه پيدا نباشد و ماجراهاي قصه را تا آخر دنبال كنيد. در پايان هر قصه، موضوع آن و چگونه استفاده كردن از آن در زبانِ گفتاريِ ما آمده است.
و حرف آخر... در خواندن و شنيدن هر مثل و قصه آن بايد دانست كه به قولِ قديمي‌ها در مثل مناقشه نيست. يعني اين كه ضرب‌المَثَل‌ها براي آن در گفتارهايِ ما به كار مي‌آيند تا ما راحت‌تر بتوانم با هم حرف بزنيم و آن چه را كه در ذهن داريم به آساني بيان كنيم. پس اگر فضايِ قصه‌اي از قصه مثل‌ها براي ما دور و عجيب آمد به پيام آنها فكر كنيم نا ماجراهايي كه در قصه روي داده است. مثلِ قصه‌هايِ سبزي نداشت والسلام يا دعا كن پدرت بميرد يا ديدي چه به روزم آمد، قوزي بالا قوزم آمد. چون در مَثَل مناقشه يا جاي ستيز و جنگ نيست!
به هر حال اميدوارم پُرگويي نكرده باشم. اين حرف‌ها به آن دليل گفته شد كه احساس كردم پيش از آن كه صَد و دَه قصه مَثَل را بخوانيد بَد نيست بعضي چيزها را هم در اين باره بدانيد.
حالا اين شما و اين هم قصه مَثَل‌ها...